الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
565
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
بيرون آيد و جلو او باشد و هر آنجا كه مؤمن يكى از هراسهاى روز قيامت را ببيند آن نمونه گويد : نترس و غم مخور و مژده گير به شادى و كرامت از طرف خدا عز و جل تا آنكه در برابر خدا عز و جل بايستد و از او حساب آسانى بكشد و فرمايد : او را به بهشت برند و آن نمونه جلو او باشد ، مؤمن به او گويد : خدايت رحمت كند ، چه خوب كسى بودى كه با من از گورم بيرون آمدى و پيوسته مرا به شادى و كرامت از طرف خدا مژده مىدادى تا آن را به چشم ديدم و به او مىگويد : تو كيستى ؟ مىگويد : من همان شاديم كه به دل برادر مؤمن خود در دنيا وارد ساختى ، خدا عز و جل مرا از آن آفريده تا به تو مژده دهم . ( 1 ) 9 - از محمد بن جمهور ، گويد : نجاشى كه يك دهقانى بود ، حاكم اهواز و فارس شد ، يكى از كارمندانش به امام صادق ( ع ) گفت : در دفتر نجاشى خراجى به عهدهء من است و او مردى است مؤمن و فرمانبر ، شما اگر صلاح مىدانى براى من نامهاى به او بنويس ، گويد : امام ( ع ) به او نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، شاد كن برادرت را تا خدا شادت كند ، گويد : چون نامه به او رسيد ، در مجلس كار خود بود و چون تنها شد ، نامه را به او داد و گفت : اين نامهء امام صادق ( ع ) است ، آن را بوسيد و بر دو چشم نهاد و به او گفت : چه حاجتى دارى ؟ گفت : خراجى كه در دفترت بر عهدهء من است ، به او گفت : چه مقدار است ؟ گفت : ده هزار درهم .